شکارچی The Hunter
شکارچیThe Hunter
کارگردان: Daniel Nettheim
محصوی سال 2011 سینمای استرالیا
ماخذ:ماهنامه سینمایی ۲۴،شهریور ۱۳۹۱
رمز و راز طبیعت!

«ویلم دافو»بازیگر سرشناس آمریکایی با صورتی یخ زده ،خسته و ریش های نتراشیده با تفنگی در دست قرار است از یک سو غرق در طبیعت بکر وحشی شود و از طرف دیگر نقش یک حامی را برای خانواده ای بدون پدر بازی کند.« دنیل نِتهم» کارگردان استرالیایی اثر که بیشتر فعالیت های هنری اش معطوف به سریال سازی است پس از یازده سال با درامی ماجراجویانه در دل طبیعتِ استرالیا،قصه ای خلوت و کم دیالوگ خلق می کند.«خاکستری» ساخته «جو کارناهان» نوعی مرثیه سرایی برای انسانی است که در نبردی نابرابر با طبیعت وحشی شکست می خورَد،می شکند و به شناختی بهتر از خود و پیرامونش می رسد اما در «شکارچی»،کارگردان بیشتر از آن که قهرمانش را شکست خورده،مقهور و عاصی در مقابل طبیعت نشان دهد او را متحیر و سرگشته در فضایی پر رمز و راز نشان می دهد.کارگردان با ایجاد حس اطمینان از قدرت کاراکتر در کنترل کردن خطرات محیطی برای حفظ جانش بیشتر می کوشد با خلق ايماژهايي در سکوت نوعی اشتیاق به کشف و شهود در قلب طبیعت دست نخورده را از خود نشان دهد.رابطه «مارتین» با «لوسی» و فرزندانش،«بایک» و «ساس» با بازی های فوق العاده شان، از فصل های درخشان فیلم به حساب می آیند.مارتین با وارد شدن خود به خانه مُردۀ آن ها روح زندگی را در محیط خانواده می دمد.مادر همیشه در خواب که چون مرده ای می ماند را بیدار می کند، ترانسهاي برق از کار افتاده را تعمیر میکند و فیلم را پر از حس تعلق به خانواده و عشق می کند اما کار گردان آنقدر هوشمند است که این خانه شیرین و زیبا را برای مارتین با آتش زدنش همچون خیالی از دست رفته از بین ببرد و او را دوباره در دل طبیعت بی رحم تنها بگذارد.صحنه پایانی فیلم که بسیار شبیه به سکانس پایانی فیلم «ناشناس» ساخته «جوزپه تورناتوره» است، نمایش گر آغوش پرمهر و پدرانۀ مارتین برای بایک است. همين ظرافتهاست كه باعث ميشود فیلم بدون تحمیل احساسات، قلب مخاطب را تسخیر کند. شكارچي يك درام كوچك، اما شگفتانگيز است.
مرتضی مظفری