نیمه شب در پاریس
نیمه شب در پاریس

بازیگر نقش اول فیلم «نیمه شب در پاریس»، بازی و وجنات و نوع دیالوگ گویی اش بسیار شبیه به خود «وودی آلن» است دقیقا شبیه به کاراکتر خود «آلن» در تمام فیلم هایش که در آن بازی کرده؛شخصیتی خُل وضع که در این جا کاملا همسو با فضای کمدی و خوش رنگ فیلم هم هست.حالا می خواهم بگویم آلن چرا همیشه در بیان حرفی که می خواهد درفیلمش بیان کند کاراکتر اول داستانش را زیاد جدی نمی گیرد؟این مسئله می تواند نشات گرفته از ویژگی شخصیتی خود آلن باشد. انگار کارگردان سعی می کند تا حرف مهمی بزند اما در آخر به مخاطب گوشزد می کند که زیاد حرفم را جدی نگیر چرا که شخصیت فیلمم هم زیاد این مسائل را جدی نمی گیرد. در «نیمه شب در پاریس» شخصیت اصلی هم از نوعی مشنگی در رفتارش استفاده می کند و به قول انگلیسی ها خیلی “easy going” است.حسرت نوستالژی گذشته و نمایش این خواهش در تمام دوران که همه آرزوی زندگی در دورانی طلایی که صرفا در گذشته رُخ داده را دارند در شمایل فردی که خیلی رها و آزاد با مسائل برخورد می کند و غم و شادی که در وجوش است به عمق نمی رسد و در سطح باقی می ماند؛احساسی به مخاطب القا می کند که انگار آلن در فیلم هایش آگاهانه به شخصیت خود می خندد و عقایدش را به سُخره می گیرد.